حال که این چنین سرد میروی یادت باشد ...!!
چیزی به جا نگذاری مبادا برگردی و اشکهایم را ببینی!
قرار نیست بیقراری ام را بفهمی!
قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شده ...
و چند واژه را پنهان کرده...
قرار نیست بفهمی دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی است...
قرار نیست که بفهمی چقدر دوستت دارم و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرده...
اما اینها را برایت می نویسم برای روزی که تو دلتنگ باشی
دلتنگ کسی که دوستش داری...!
چیزی به جا نگذاری مبادا برگردی و اشکهایم را ببینی!
قرار نیست بیقراری ام را بفهمی!
قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شده ...
و چند واژه را پنهان کرده...
قرار نیست بفهمی دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی است...
قرار نیست که بفهمی چقدر دوستت دارم و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرده...
اما اینها را برایت می نویسم برای روزی که تو دلتنگ باشی
دلتنگ کسی که دوستش داری...!

نظرات شما عزیزان: