از زندگی خسته شدم،
از تکرار روزهای خسته،
از شبهای تنهایی ،از دوستان بی معرفت،
از همه مردمانی که حرفهایشان دروغ و تکراری است. 
نمی دانم چگونه زندگی کنم !
چگونه زندگی کردن را از یاد برده ام ...
همه جا را سکوت سرد و دلتنگ کننده ای فرا گرفته
دلم برای شادی ها تنگ شده برای خنده های بلند...

نظرات شما عزیزان: